دوشنبه سوم مرداد 1390
تنها
در بیشه ای مانده ام مهجور
از آوای خوش پرستوها خبری نیست
از طلوع خورشید چیزی نمیبینم
همه جا تاریکی است و غربت
نمی دانم بالهایم را
در پهنه ی آبی کدام آسمان
بگسترم
تا مرحمی یابم
برای قلب تنهایم
چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390
آزادي
تن آهنگ آزادی از گروه "نامقدس":
شـــــــــــــــــــشــــــــــــــــــــــش
هنگام گذر از خیابانها می بایست آهسته باشی.
هرگاه آنچه را که رویایت است انجام می دهی، می بایست آهسته باشی.
اگر آنچه را که باور داری می بینی، می باید آهسته باشی.
و چنانچه می گویی آنچه را که می اندیشی، می باید آهسته باشی.
هرگاه که احساسِ زندگی می کنی، می بایست آهسته باشی.
هرگاه آنچه را که دوست داری می بوسی، می بایست آهسته باشی.
و اگر می دانی که چه کسی هستی، می بایست آهسته باشی.
اگر احساس کردی که متفاوتی، آنگاه باید که بلندتر فریاد بزنی:
آزادی، آزادی
نمی خواهم که آرام باشم.
آزادی، آزادی
نمی خواهم آهسته باشم.
آزادی، آزدی
می خواهم بلندتر فریاد کنم.
اگر احساس کنم که در حال مرگم، می خواهم آرام باشم.
اگر احساسِ زندگی داشته باشم فریاد برخواهم آورد:
آزادی، آزادی
نمی خواهم آهسته باشم.
آزادی، آزادی
می خواهم فریاد بکشم.
آزادی، آزادی... .
یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390
جا مانده ام
در بلندای خیابانی که بیش از آن چه باید٬ بزرگ می نماید برایم ...
بی هیچ رفتن .... در بی تفاوتی مردمان ......
این در گذر زندگی من بی شک بارها تکرار شده است ....
فقط خدا می داند تلخی جور دیگران را ....
دوشنبه پانزدهم آذر 1389
غروب جمعه
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی............چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شكن...............خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم نه ؛ ولی................................برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام.......................دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی
سه شنبه نهم آذر 1389
نامه اي به خدا
سلام خدا .... من دارم از زمین برات زنگ میزنم
... دلای سنگیو خدا امشب برات رنگ میزنم
فکرنکنی زنگ میزنه مزاحم تلفنی جون خداقطع نکنی منم رفیق زمینی
راستی خدا تو آسمون ستاره ها با هم خوبن؟ اونجا دروغ وحرف زشت ستاره ها آیا میگن؟ امشب دلم گرفته بود خواستم که درد ودل کنم هر کس به فکر خودشه من با کی درد ودل کنم؟
راستی خدا! .............. زمین هواش دود ودمه
توی دلای آدماش پر از غمه اون نامه رو دستای من با خواهش دلم نوشت
پست می کنم این نامه رو به آدرس تو در بهشت راستی خدا ! .............. با ور داری دوستت دارم خیلی زیاد!!!! از راه دور میبوسمت شاید منو یادت بیاد قربون تو خدا برم کاری نداری به دلم شرمندتم که نیمه شب کلی مزاحمت شدم...................
یکشنبه هفتم آذر 1389
عيد غدير مبارك
* گاه آزادی هر مرغ اسیر آمده است *![]()
*شور و شادی به دل خسته و پیر آمده است*
* شوق پروانه و سرمستی گل را دریاب *![]()
* مژدگانی بدهم عید غدیر آمده است ... *![]()
* مژدگانی بدهم عید غدیر آمده است ... *![]()

سه شنبه سیزدهم مهر 1389
عشق
عشق بيداد من
باختن يعني لحظه عشق
جان سرزمين يعني يعني
زندگي پاک عشق ليلي و
قمار من مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعنيدوشنبه بیست و هشتم تیر 1389
آیا می دانید
ایا می دانید ؟؟؟
آیا میدانید که همه نوزادان میگو نر متولد میشوند و بعد از چند هفته بخشی از آنها به ماده تبدیل میشوند ؟
آیا میدانید که هشت پا با وجود داشتن بدنی بزرگ میتواند از سوراخی به قطر 5 سانتی متر عبور کند ؟
آیا میدانید که طول رگهای بدن انسان 560هزار کیلومتر است ؟
آیا میدانید که یک قطره آب دارای 100 میلیارد اتم است ؟
آیا میدانید که تعداد افرادی که سالانه از نیش زنبور میمیرند بیشتر از کسانی است که سالانه از نیش مار میمیرند ؟
آیا میدانید که فیل بالغ در روز بطور متوسط 220 کیلوگرم غذا و 20 لیتر آب مصرف میکند ؟
آیا میدانید که تنها موجودی که میتواند به پشت بخوابد ، انسان است ؟
آیا میدانید که اگر زنی به کوررنگی مبتلا باشد ، فرزندان پسر او کوررنگ میشوند ؟
آیا میدانید که کوههای آلپ هر سال حدود 1 سانتی متر بلند میشوند ؟
آیا میدانید که چشم سالم انسان میتواند 10 میلیون رنگ مختلف را ببیند و آنها را از یکدیگر تمییز دهد ؟
آیا میدانید که خورشید روزانه معادل 126 هزار میلیارد اسب بخار انرژی به زمین میفرستد ؟
آیا میدانید که حس بویایی انسان قادر به دریافت و تشخیص 10 هزار بوی متفاوت است ؟
آیا میدانید که وزن یک کوه یخی 20 میلیون تن است ؟
پس حالا بدون!!!
یکشنبه نهم اسفند 1388
زن مصنوعی
برای خودم متاسفم که در چنین زمانه ای به دنیا آمدم.
خیلی شوهر زیاده! اینا هم برداشتن زن مصنوعی ساختن! که همون نصفه شوهر هم عایدمون نشه!
خلاصه
اینکه نونمان آجر شد! موندیم تو خماری![]()
فقط ۶۰۰۰ دلار
ساخته شده از سیلیکون در کشور سوئد است.قد ۱۵۰ تا ۱۷۵ سانتیمتر !بافت پوست ۹۹% شبیه به انسان ! دارای ۱۰۰ سنسور در اطراف بدنش که ۳۰ سنسور حسی در بخش خصوصی !!! ایشون هر سنسور قابلیت فرم گیری تا ۲۰ موقعیت خاص رو برای ایشون فراهم میکنه. به صدای صاحبش فوق العاده حساس است ! و قابلیت اجرای ۱۶ فرمان رو تا فاصله ۲ متری بصورت همزمان داره .
ضمنا قابلیت گذاشتن رمز عبور هم احتمالا برای حفظ عفاف!!! در ایشون فراهم شده . یعنی بطور خلاصه فقط واسه صاحبش یک کارایی رو انجام میده در صورتی که روش password بگذارید !
خصوصیات اصلی:
مخالفتی با استفاده از هیچکدوم از
اعضاش نداره
او می تواند سر خود را در جهت دلخواه شما حرکت دهد.
شما میتوانید به شرح زیر کاملا اختصاصی به میل خود ،یک مدل انتخاب کنید :
اندازه
قد
رنگ پوست
شما بودید کدوم مدل رو انتخاب می کنید ؟
مزایای متعدد ایشون :
برقی نیست
با حرف زدن زیاد حوصله شما رو سر نمیبره
عمرا چاق نمیشه و نیاز به #### درمانی همراه با ایشون ندارید !
عمرا آرایشگاه نمیره !
به موسیقی سنتی و اپرا و سوپ علاقه نداره
مخالفتی با فوتبال دیدن شما نداره !!!
نگرانی بابت دیدن ایشون در چت روم های اینترنتی نخواهید داشت
اگر شما را با زن دیگری ببنه خفتتون نمیکنه !
تحت هیچ شرایطی تحریم هم نمیشید !!
هیچوقت به خرید نخواهد رفت !
عمرا اگه پیر بشه
هیچوقت مادری نداره که بخواد با شما رفت و آمد کنه !
عمرا دچار سردرد نمیشه

چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388
عاشق
عاشق
نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق
@@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه
فقط خوابه ، تو که رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم
عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون که فکر نمي کردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش
حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي کفتر و گنجشک کلاغاي
سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو
طاقچه شده کارش فراموشي ، شده کارش فراموشي ، ديگه بارون نمي
باره اگر چه ابر سياه ، تو که نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته
بازاريست ، تموم گل ها خشکيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از
رنگ و رو رفته ، کوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت
گفتيم و سفر کرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذرکرديم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو
به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري
گفتم که تو مي دوني،سرخاک
تو مي ميرم ، ولي
تا لحظه مردن
نمي گيرم
دل از
تو

